تبليغاتX
www.my bahar.blogfa.com

با تو و بخاطر تو
 

وقتی امروز داشتم فکر میکردم که تو فردا برای سومین ساله داری میری به مدرسه حس غریبی بهم دست داد به اینکه روزای بچگیت با همه ی عوالم شیرینش چه زود داره  سپری میشه دخترم و چه نزدیکه فردایی که باید مثل یه خانوم خیلی مسئولیتها رو دوشت بیافته کاش قدر این روزاتو بدونی...

بگذریم و اما اخبار سال تحصیلی جدید !!!

امسال مدرسه شما عوض شد بنا به دلایلی که یکیش عدم رضایت من و بابا از مدرسه قبلیت بود و دیگر دلایل اما بدم نشد هفته پیش که به مراسم افطاری در مدرسه جدید دعوت شده بودی وقتی معلم سال جدید و همکلاسیات رو دیدی خیلی خوشحال و راضی بنظر می رسیدی انشاا... همیشه همینطور بمونه.

آخرین خریدها برای سال تحصیلی جدید دیروز به اتمام رسید و تو حتی جلد برای کتابهاتم خریدی.

امسال علاوه بر مدرسه جدید ما به خانه ی جدید هم میرویم امیدوارم بتونی با همه ی تغییرات خودت رو به خوبی وفق بدی .

خب خانومی در پایان  می خواستم بگم وقتشه کم کم خودت یکی از نویسنده های وبلاگ باشی و با قلم خودت بنویسی دیگه وقتشه خودت وبلاگتو آپ کنی عزیزم

 برای تو و همه ی بچه هایی که فردا سال تحصیلی جدید رو شروع می کنن از خداوند منان آرزوی سلامتی ُ تندرستی و موفقیت بسیار دارم نازنیم شاد و پیروز باشی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 11:21  توسط maman bahar | 
 

دختر گلم ُ

می دونم خیلی وقته وبلاگتو آپ نکردم خانومی شرمنده خودت می دونی مامان این روزا سرش شلوغه ( حتما میگی مثل همیشه )

حالا اومدم جبران مافات دیگه

دو روز پیش داشتی تو حیاط بازی میکردی و مثل همیشه همبازیهات دو تا پسر شیطون همسایه بودن اون وسطا اومدم بهت سر بزنم که دیدم شیشه پاک کن ماشین بابا تو دستته و تو هم داری با تعجب از اینکه چجوری از جا کندی نگاهش میکنی !!!!!!!

دقایقی بعد بابا هم از راه رسید وقتی دید چیکار کردی مثلا سعی کرد با عصبانیت باهات برخورد کنه تا شاید تو یه ذره مراقب شیطنت هات باشی داشت می گفت :( کمی با عصبانیت و صدای بلند بخوانید) تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه دختر من از دست تو چیکار کنم ؟ تو با شیشه پاک کن چیکار داشتی ؟اصلا می دونی چیه فولاد تو دست تو آب میشه و...

و اما عکس العمل جنابعالی

با خونسردی کامل یه نگاهی به بابا کردی و گفتی : راستی بابا آدامس داری؟؟؟؟

قیافه بابا دیدنی بود تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمن که از خنده داشتم غش میکردمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com سریع از محل دور شدم اگرچه شما هیچ نگرانی بخودت راه نمی دی و بابا مونده بود و بقیه حرفایی که بعللللللله دیگه گفتنش غیر ضروری بود .

خدا رو شکر می کنم بخاطر همه ی نعمتهایی که بهم داده بخاطر اینکه تو می تونی راه بری حرف بزنی شیطنت کنی و ....

آره قشنگم من اون روزا که منتظر ورود تو به زندگیمون بودم قسم خوردم که اگه خدا شما رو صحیح و سالم به ما بده هر روز و همیشه خدا رو از بابت این نعمت  سپاسگزار باشم و هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:3  توسط maman bahar | 
بابایی سلام

دو روز دیگه میلاد امیرالمومنین علی( ع) و روز تو بابایی خوبمه

بابا جونم چند روز پیش به مامانم گفتم دلم میخواد برای بابا یه چیز خوبی بخرم که دوست داشته باشه مامانم گفت: بغلش کن سفت سفت و بوسش کن بابایی عاشق بوسه های توستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهترین بابای دنیا /بهترین همسر دنیا/بهترین دوست من و مامان روزت مبارک تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

همه ی گلهای دنیا با یه دنیا عشق تقدیم به تو تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خدمات وبلاگ نویسان جوان -- بهار بیست            www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:6  توسط maman bahar | 
دخترم

بهارم

فکر می کنم وقتش شده راجع به گذشته ای نه چندان دور برایت تعریف کنم ایامی که اگر چه هنوز هم رد آن رابر تک تک سلولهایمان احساس می کنیم ولی بظاهر سالها از ما دور شده اند...

سالهای انقلاب که مامان هنوز دختر کوچولویی بود از امروز شما کوچکتر و بلافاصله جنگ...

دخترم برایت آنقدر بگویم که هنوز هم گاهی خواب آنروزها را می بینم خواب که نه کابوس هواپیماهای دشمن ُ موشکهایی بی امان حتی در لحظات تحویل سال و لرزیدن های من و همه ی طفل های بیگناه آن زمان بگذار ادامه ندهم چون انچه در ادامه بود و هست رنج فراق بود و زخمهایی ابدی

اما ...

مردان سرزمین من پدران / برادران و فرزندانی از جنس نور و آفتاب که مردانه ایرانمان را از حضور و وجود نامردان پاک کردند آنان که امروز فقط یک نامند اما به بلندای سهند و سبلان که شاید نسل تو و بعد از تو آنها را به  فقط نام شهید می شناسند.

آنان سرخ بودن به رنگ لاله و از برگزیده ترین جوانان این سرزمین پاک می دانی و می دانم که ما هم در این راه عزیزی داشتیم جوانی از بهترین جوانان فامیل ( به گفته همه ی ایشان) که داغی بزرگ را به وسعت همه ی عالم در دلهایمان به یادگار گذاشت .

دایی عزیزم ُ علیرضا حبیبی

جوان ۲۲ ساله ای با هزاران آرزوی کوچک  وبزرگ ...

اما عزیزم این همه ی قصه نیست امروز هم که من کودک آن  روز بزرگ شده ام و تو عزیزترینم در همان سن و سالهای آن روزهای منی ُباز هم سرزمین عزیز من / سرزمین اباء و اجدادی من در تلاطم است و جوانانش ُ فرزندان ایران باز هم در این کارزار  پرپر می شوند.

بارالها! تو را به نام نامی مادر قسم میدهم جوانان سرزمینم را در پناه خودت محافظت فرما . خدایا ایرانم را آزاد ُ آباد و سربلند بدار.

دخترکم شاید این پایان قصه نباشد اما دعا کن برای ایران و ایرانی تا سرزمین من دیگر رنگ غم نبیند و به عزای جوانانش ننشیند .

پاینده باشی ایرانم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 16:4  توسط maman bahar | 
 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خب تابستان و تعطیلاتشم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comاومد کلاس دومتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com تموم شد و دختر مامان میخواد بره کلاس سوم

خسته نباشی خانومی مخصوصا آخرای سال که می دونم خیلی بهت فشار آوردیم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ( هم من و هم بابا )آخه میدونی قابلیتات خیلی زیاده ولی در عین حال سر به هوا و بازیگوشیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com .

حالا وقتشه با کلاسای تابستونی و گردش و تفریح سرگرم بشی . راستی خانومی امسال باید کمک مامان کنی برای اسباب کشی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و رفتن به خونه جدید این جابجایی همه چیزش خوبه بجز یه دوری اجباری اونم ما که نزدیک ۱۱ ساله با مامان من یه جا هستیم و تو هم بشدت بهشون وابسته ای

و آخرین خبر اینکه امیدوارم امسال موفق بشم مدرسه ات رو هم عوض کنم .

خب حالا ماییم و کلی کار جدید برای سال ۱۳۸۸

که امیدوارم سال خوب و پرباری باشه .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:6  توسط maman bahar | 
خیلی عجیبه تعجب نکن خب عجیبه دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!! تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تو هفته پیش با ۳ تا اتفاق این نظریه کاملاْ ثابت شد حالا چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟

هفته پیش بعدازظهر من و تو طبق روال همه ی بعداز ظهرها مشغول درس خوندن بودیم که تلفن زنگ زد یه صدای بچه گانه خودشو آرینا معرفی کرد و گفت با بهار کار دارم گوشیو بهت دادم و رفتم تو فکر که دختر کوچولوی فندق من اینقدر بزرگ شده که تلفن داره .

فرداش بیرون بودم وقتی رسیدم خونه دیدم یه کاغذ از اداره پست اومده اونم به اسم بهار خانوم مامان حالا شما تو اداره پست یه بسته پستی داشتی که زنگ زدم تا بابایی بره تحویل بگیره و همون روز بود که با یه کارت تولد اومدی خونه و گفتی به تولد دعوت شدی و ادامه دادی که فقط خودت نه بابا و نه مامان نمی تونن بیان چون تولد بچه هاست

و من احساس عجیبی داشتم خوشحال بودم وقتی می دیدم تو داری برای خودت خانومی میشی و غصه دار از آینده ای که داره اینقدر زود بهمون نزدیک میشه و بعدشم کلی دلم برای خودم و بابایی سوخت که تو میری دنبال زندگیت و ما تنها   می مونیم و بعدشم کلی با بابایی راجع به این موضوع صحبت کردیم و کلی دلسوزی برای خودمون ....

حالا براستی عجیب نیست گذر زمان و اینکه ما آدما همزمان هم یه چیزو میخواهیم و هم نمی خواهیم و هزار ویک ادا و اطوار دیگه 

بهرحال مهم اینکه که زندگی برسم خودش ادامه داره و ما سوار بر قطار عجول زندگی

  

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:59  توسط maman bahar | 
خوش اومدی خانوم گلم

 

 تولدت مبارک

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

الهی صد ساله شی نه صد و بیست ساله شی نه صد و بیست سال کمه همیشه زنده باشی

  

۸ سال پیش شما در یه همچین روز وساعتی بدنیا آمدی و با خودت عشق/امیدوعطر زندگی رو هدیه آوردی تبریک به خودم به بابایی به خاطر وجودتو گلم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

وباز هم سپاس بی انتهایم تقدیم به وجود باریتعالی که تو را اینچنین به زندگی ما هدیه کرد.

خدایا امروز و بعنوان مادر از تو می خواهم وجود نازنینش را برای من و پدرش بسلامت حفظ نمایی و آرزوهای کوچک و بزرگمان را برایش به تحقق رسانی .

که تو قادر مطلقی .......

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 9:29  توسط maman bahar | 
دیروز ساعت ۶ صبح بابایی برای اولین بار تو طول زندگی مشترکمون به سفری نسبتا طولانی ( از نظر من و تو که هیچوقت ازش دور نبودیم ) رفت .

راستش تو چند وقته گذشته خودم بیش از همه دنبال کارای سفرش و مقدماتش بودم ولی چند روز مونده به سفرش اگه جا داشت و روم میشد ازش می خواستم نره آخه من و تو خیلی تنها میشیم دیروز وقتی عمو اومد تا منو تو رو برسم همه ی روزایی که بابایی می برد  ببره ُدم مدرسه ات وقتی پیاده شدی دیدم داری بی صدا گریه می کنی می دونستم خیلی دلتنگ شدی جلوی خودمو گرفتم وقتی گذاشتمت مدرسه و خیالم راحت شد دلم می خواست بشینم و همونجا زار بزنم اونوقت فکر کردم چقدر خوش بحال بچه هاست که هر وقت دلشون بخواد گریه می کنن  .بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

همیشه میدونستم که همسفر خوبی دارم تو این راه زندگی ولی این روزا با وجود اینکه پیش بابا و مامانم هستم ولی خیلی نبودنت  رو حس می کنم برات دعا میکنم عزیزم برای تمامی مسافرا 

تا زود زود این روزا بگذره و تو با کوله باری پر از تجربه و نتایج خوب از این سفر برگردی .

 

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 19:53  توسط maman bahar | 
امروزم اومدم تا دفترخاطراتمون رو  با هم یه ورقی بزنیم و برات از یکی از دسته گلای نابی که به آب دادی تعریف کنم.

تقریباْ ۲ یا ۳ ساله بودی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comیه روز ظهر که من سرم تو آشپزخونه به پختن غذا گرم بود تا بتونم سر وقت ناهار رو برای شازده خانوم حاضر کنم و جنابعالی هم تو اتاق خواب روی تخت بالا و پایین می پریدی ( اینو از صدایی که از اتاق می اومد میشد فهمید) در بین بوی غذایی که پیچیده بود احساس کردم بوی ادوکلن میاد و از اونجایی که تو عاشق عطر و ادوکلن و لوازم آرایش بودی با خودم فکر کردم حتماْ رفتی سراغشون و به خودت زدی . با صدای بلند صدات کردم و دیدم از تو خبری نیست .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یهو احساس کردم بو بیشتر شده و تو هم جواب ندادنت مشکوکه......

همه چیزو ول کردم و دویدم سمت اتاق خواب وای خدایاااااااااتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فکر می کنی چی دیدم خانوم خانوما یکی از ادوکلنای مورد علاقه بابا( بماند از قیمتش ) رو برداشته بودی و بصورت سر و ته ( از قسمتی که اسپری می کنه) گرفته بودی و روی تخت فشارش می دادی و خودت هم همزمان باهاش بالا و پایین می پریدی تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاز اون بوی وحشتناک/شیشه خالی ادوکلن /تشک خوشخواب و ملافه ها و روتختی شسته شده با ادوکلن دچار شوک شدم و همونجا نشستم و اصلا نمی دونستم باید باهات چکار کنم .تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حالا بماند که تا یه هفته از اون بوی وحشتناک نمی تونستیم تو اتاق خواب بخوابیم و تو زمستون صبح تا شب پنجره ها باز بود تا بو بره و .....

خب شیطونک حالا خودت بگو  اگه تو جای من بودی و مامان یه همچین وروجکی چکار می کردی؟؟؟؟؟

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 10:50  توسط maman bahar | 

بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه ی یادم

گل یاد تو درخشید

یاد صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

 

دخترم امروز داشتم گذشته ها رو مرور می کردم یادم اومد این قطعه شعرو سال سوم دبیرستان با بچه ها قرار گذاشتیم حفظش کنیم تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comو کردیم هیچوقتم فکر نمی کردم کی و کجا باید بخونمش یه قطعه زیبا که خیلیم دوستش دارم .

تا اینکه من و بابایی رو خدای آسمون عاشق هم کرد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comبعدم هر وقت با هم بیرون می رفتیم اون وقتا که تو هنوز تو دنیای ما نبودی و مخصوصاً شبا که         می رفتیم دربند و تو خیابونای دربند قدم می زدیم برای بابایی می خوندم حالا یهو امروز که دل هوا گرفته و داره بارون میاد تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comیادش افتادم .  

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

......

 

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 11:46  توسط maman bahar | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بهار من که در تاریخ 1/1/1380 ، ساعت 9 و 30 دقیقه صبح در بیمارستان توس تهران بدنیا آمد و بهار را تا همیشه به من و باباییش هدیه کرد .

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
سروناز و گل پسراش
سحر جونم مامان پارمیس بهشتی
یاس گل خانوم و امیر علی جیگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Best Cod Music

ar-20.com -->
 

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

جديدترين كدهای www.bahar-20.com -->

p align="center">كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس